سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

173

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

غير شويد مانند فرموده حقتعالى : يقولون لئن رجعنا الى المدينة ليخرجنّ الاعزّ منها الاذل و للّه و لرسوله و للمؤمنين ( منافقين در نهان مىگويند اگر به مدينه برگرديم مىبايد يهوديان كه صاحبان عزّت و ثروت هستند مسلمانان ذليل و فقير را از شهر بيرون كنند و حال آنكه عزّت مخصوص خدا و رسول او و اهل ايمان مىباشد ) . شاهد در اينستكه [ اعزّ ] صفتى استكه در كلام منافقين آمده و آن كنايه است از فريق و گروه اهل نفاق و [ اذل ] كنايه از مؤمنين مىباشد ، و منافقين اين صفت را براى فريق خود اثبات كرده و گفته‌اند : ايشان مؤمنين را از مدينه اخراج كنند ، لذا حقتعالى در مقام ردّ بر ايشان صفت [ عزّة ] را براى غير منافقين يعنى حقتعالى و رسولش و مؤمنين اثبات كرده و متعرّض ثبوت حكم مزبور يعنى اخراج براى موصوفين به عزّت كه اللّه و رسول و مؤمنين باشد نشده چنانچه نفى آن را نيز از ايشان نكرده است . قسمّ دوّم : آنكه لفظى را كه در كلام غير واقع است بر خلاف مرادش حمل كنيم در حالى كه معناى خلاف مراد از معانى محتمله لفظ باشد . لازم بتذكّر است كه حمل لفظ بر خلاف مراد به اين استكه متعلّق آن لفظ را ذكر كنند همچون قول ابو داود : قلت ثقلت اذ اتيت مرارا * قال ثقّلت كاهلى بالايادى يعنى : به آن مرد گفتم بار نمودم سنگينى خود را بر تو زيرا نزد تو آمدم چندين بار تا به من احسان و عطاء نمائى گفت بلكه منّت بر من